دلیل و فلسفه امربهمعروف و نهیازمنکر چیست؟
مطابق آیات و روایات امربهمعروف و نهیازمنکر با هدف اصلاح جامعه، مصلحت همگانی و تمیز ماندن ظاهر جامعه و جلوگیری از علنی و مسری شدن گناهان از سوی خدا واجب شده است. این مهم صرفاً اختصاص به دین اسلام ندارد. به رغم تحریف برخی فرازها، در همه ادیان آسمانی و کتب انبیا (ص) پیشین نیز موضوع امربهمعروف و نهیازمنکر به عنوان واجب دینی و آسمانی بر همه انسانها واجب شده است. یکی از اهداف، این است که در کوتاهمدت ظاهر جامعه پاک باشد و اگر گناهی در جامعه صورت میگیرد، پنهانی و در خفا بماند چراکه خداوند متعال بیش از اینکه از خود گناه بیزار باشد، از علنی شدن آن بیزار است. افتخار به گناه و تظاهر به آن از خود گناه بدتر است. خداوند اراده کرده تا با امربهمعروف و نهیازمنکر در قدم اول گناه را از ظاهر جامعه پاک کند. در قدم دوم به تربیت افراد پرداخته شود تا گناه را ترک کنند.
آیا امربهمعروف یا نهیازمنکر یک مهارت است؟ اگر آن را مهارت بدانیم، یعنی کار تخصصی محسوب میشود، در نتیجه باید بپرسیم لزوماً افراد متخصص باید ورود پیدا کنند؟
طبق گفته فقها امربهمعروف و نهیازمنکر واجب کفایی است، یعنی اگر تعداد مشخصی افراد انجام دهند و گناه از بین برود (موضوع مشخص که تظاهر به انجام آن وجود دارد از بین برود) تکلیف از بقیه ساقط میشود، به شرط آنکه به تعداد کافی تذکر داده شود و گناه رفع شده باشد، لذا با تذکر یک یا دو نفر صرفاً تکلیف رفع نمیشود. در واقع امربهمعروف را همه باید یاد بگیرند که مثل نماز واجب است. نماز واجب عینی و امربهمعروف و نهیازمنکر واجب کفایی است. واجبات کفایی یعنی تا زمانی که لازم است به اندازه کافی صورت گیرد تا گناه جمع شود. امربهمعروف و نهیازمنکر صرفاً بر قشر خاصی واجب نیست و مثل نماز، بر همه واجب است، اما باید آن را یاد بگیرند. یاد گرفتن آن هم واجب است. کسی نمیتواند به بهانه اینکه «بلد نیستم» از گردن خود ساقط کند.
عامه مردم چگونه و از کجا میتوانند این مهارت را کسب کنند؟
مرکز تخصصی امربهمعروف و نهیازمنکر دورههای آموزش مجازی را با حداقل هزینه برگزار میکند و از سراسر کشور و حتی سایر کشورهای جهان در آن شرکت میکنند. در این مرکز، روشها، مهارت، ظرافت و شیوه صحیح امربهمعروف و نهیازمنکر را فرا میگیرند. همچنین نکات ادبی و اخلاقی و مخاطبشناسی صحیح به انجام بهتر امربهمعروف و نهیازمنکر کمک میکند. همواره شنیدهایم که از اصول مشخصی برای انجام فریضه امربهمعروف و نهیازمنکر صحبت میشود، اما بازهم در عمل شاهد شیوههایی هستیم که نه تنها تأثیر ندارد بلکه نتیجه عکس هم دارد و برخی معتقدند حتی همین شیوه غلط هم اثرگذار است.
به نظر شما در شرایط فعلی و اقتضائات روز جامعه، شیوه صحیح امربهمعروف و نهیازمنکر چگونه باید باشد؟
شخصاً معتقدم برای انجام امربهمعروف و نهیازمنکر یک روش واحد نمیتوان توصیه کرد. ما در این مرکز ۱۰۰ شیوه امربهمعروف و نهیازمنکر را برای فضاها، افراد و گناهان مختلف پیشبینی کردهایم و روشهای متفاوت با واسطه و بیواسطه و مجازی و زبان بدن و مکتوب و روش مطالبهگری را آموزش میدهیم. امربهمعروف صرف تذکر مردم به یکدیگر نیست و حتی شامل تذکر مردم به مسئولان هم میشود. هر کدام از اینها برای خود چندین روش دارد که با یادگیری آن نتیجه بهتری حاصل خواهد شد. شیوههای متعددی برای امربهمعروف و نهیازمنکر وجود دارد. شخصی که میخواهد امربهمعروف و نهیازمنکر را انجام دهد، باید روشهای مختلفی را بداند تا در لحظه تذکر، روش مناسب و مفیدتر را انتخاب کند. مثلاً در میهمانی با روش اشاره، نزد معاون اداره به صورت مکتوب و برای همسایه، هدیه دادن را پیش ببرد. در واقع روشهای متنوع را همه باید بلد باشند و یادگیری آن هم واجب است. یک روش کلی را برای همه نمیتوان توصیه کرد و بهترین روش را در لحظه باید انتخاب کرد. یک نکته نیز بسیار مهم است. اینکه امربهمعروف و نهیازمنکر غلط معمولاً نتیجه عکس میدهد، حرف درستی است، اما امربهمعروف و نهیازمنکر به شیوه صحیح هم گاهی نتیجه عکس میدهد که این اشکالی ندارد. کارکرد و خاصیت امربهمعروف و نهیازمنکر این است که لذت گناه را برای گناهکار تلخ میکند، البته توصیه شده با بهترین روشها، کمتنش در کنار مهارت خاص تذکر داده شود. چه بسیار تذکرهای صحیح که نتیجه عکس داشته است و ایرادی هم ندارد. ملاک قضاوت نتیجه نیست و صحیح بودن تذکر یعنی چهار شرط و سه مرحله امربهمعروف را بدانیم و رعایت کنیم. تذکر غلط، نتیجه عکس میدهد، اما نمیتوانیم بر اساس نتیجه عکسی که تذکر داد، آمربهمعروف و ناهی از منکر را زیر سؤال ببریم و بگوییم روش انتخابی او غلط بوده است. بسیاری از تذکرات صحیح هم نتیجه عکس داده است. امام حسین (ع) بسیار صحیح، درست و طبق مراتب مختلف تذکر داد، اما در یزید و دیگران نتیجه عکس داد، لذا این مغلطه است که برخی میگویند وقتی امربهمعروف و نهیازمنکر نتیجه عکس داد، باید دست کشید. احتمال تأثیر به معنای اطاعت نیست. وقتی زشتی کار یاد فرد گناهکار افتاد، یعنی تأثیر داشته است. چه بهتر که با زیباترین و بهترین روشها (آنگونه که خودمان دوست داریم به ما تذکر دهند) تذکر دهیم، اما فراموش نکنیم ما مسئول نتیجه نیستیم. باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/ در باغ لاله روید و در شوره بوم خس. تذکر زیبا مثل باران است. در باغچه، بذر گل وجود دارد و باران روی آن میبارد در نتیجه گل میروید، اما همان باران با همان طبع زیبا اگر در بیابان ببارد، چون خس و خاشاک دارد، در نتیجه خار درمیآید. این تقصیر باران نیست. در نتیجه امربهمعروف را نباید از نتیجه تذکر، مورد قضاوت قرار داد.
به نظر میرسد امربهمعروف و نهیازمنکر را صرفاً به حجاب و روزهخواری تقلیل دادهایم و شاید به همین دلیل است که جامعه دائماً فریاد میزند به جای امربهمعروف بروید سراغ دزدها، قاتلها، اختلاسگران و رباخواران. نظر شما دراینباره چیست و آیا تغییر نگرش در مصادیق میتواند در بلندمدت این فریضه مهم را به جایگاه و نقش اصلی خود برگرداند؟
این تصور اشتباهی است چراکه ما معلول را و نه علت را میبینیم. گناهکاران، گناه علنی را به بدحجابی و روزهخواری تقلیل دادند. اسلام به همه مسلمین سفارش کرده که امربهمعروف و نهیازمنکر ناظر به محیط عمومی و علنی جامعه است. گفته شده در پستوی خانه کسی سرک نکشید و تجسس نکنید. ما مسلمانها نگاه میکنیم که در محیط عمومی جامعه هر ویروسی که شایعتر و مبتلاتر باشد، بیشتر با آن مقابله میکنیم، لذا نباید دچار شبهه قدیمی شویم که امربهمعروف به حجاب خلاصه شده است. این را باید به گناهکاران گفت که گناه علنی را به بیحجابی محدود کردهاند. چرا شبکههای معاند دائماً میگویند برای مخالفت با نظام بیحجابی کنند؟! چرا نمیگویند برای نافرمانی مدنی زباله در خیابان بریزید؟! طبیعی است که مؤمنان هم نسبت به گناهان شایع واکنش نشان میدهند و دیگر به بیحجابی و روزهخواری تذکر نمیدهند. عرضه تابع تقاضاست و جای علت و معلول را نباید تغییر داد. تذکر به بدحجابی و بیحجابی و روزهخواری طبیعی است و این نشانه سالم بودن جامعه کنونی ماست. جایی که ویروس آمده، باید آنتیویروس همان ویروس را نصب کرد و نمیتوانیم به رغم شیوع یک بیماری داروی دیگری تجویز کنیم. اتفاقاً مطالبه ما از قوه قضائیه و پلیس این است که چرا فقط با مفسدان اقتصادی مبارزه میکنند؟ چرا بیحجابان دادگاهی نمیشوند؟! چند درصد قاتلان و سارقان مسلح را گرفتهاند؟! چند درصد بیحجابان را گرفتهاند؟! هیچ سارق و رباخواری علنی کار خود را جار نمیزند و بزرگترین گناه همان گناه علنی است و زمانی که کسی گناه علنی انجام میدهد، بزرگترین گناه است. جرم و اندازه گناه یک بحث است و سبک شمردن و علنی کردن آن بحث دیگری. خدا با جرم گناه کاری ندارد، اما با چگالی گناه کار دارد، یعنی بزرگ و کوچک بودن گناه یک بحث است و علنی و پنهانی بودن آن بحث دیگری که خیلی خطرناکتر و مهمتر است. به فرموده امام رضا (ع) گناهان پنهانی را خدا سادهتر میبخشد و گویی بخشیده شده است. از امام باقر (ع) هم نقل شده که خدا گناه پنهانی را راحتتر میبخشد. نمیخواهیم بگوییم رشوه و اختلاس گناه کوچکی است، اما وقتی پنهانی گناهی انجام میشود، یعنی قبح و زشتی آن حفظ شده است. گناهی که استوری فضای مجازی میشود، چون فاعل آن باکی از فریاد زدنش ندارد، بسیار مهمتر است. گناه علنی ریشه جرئتافزایی برای مسئولان میشود تا گناه پنهانی انجام شود. همانطور که شنیدن خبر اختلاسها زمینه بیحجابی را فراهم میکند، بیحجابی هم زمینه اختلاس را فراهم میکند. ما از اختلاسها آگاه نمیشویم که برخورد کنیم، ما اخبار دادگاه اختلاس را میشنویم (در واقع ما برخورد با اختلاس را میشنویم) و نشان دادن آن موجب میشود فکر کنیم زیاد شده است. مردم وظیفه دارند آنچه مطلع میشوند را نهیازمنکر کنند و مسئولان هم موظفند با اختلاسگران برخورد کنند، اما این دلیل نمیشود که بگوییم هر وقت اختلاس تمام شد، سراغ بیحجابی برویم.